رد شدن به محتوای اصلی

خوشبختی

ارد بزرگ / Orod Bozorg

سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد . ارد بزرگ

خوشبختی

دوستان خوبی دارم

گاه به گاه

انها را می بينم

اما گاهی

چنان ازرده دل میگردم

که بایستی فاصله بگیرم

طبیعت مرا صدا میزند

تنها سگم همراهم است

میرویم با هم

به سوی جنگل سبز

دوست دارم به صدای باد

گوش فرا دهم

علفهای خیس را

زیر پا له کنم

قارچهای وحشی را بچینم

پرندگان و قمریان را

به تماشا نشینم

و ستایش کنم

شکوه دنیایی جذاب و گیرنده را

هر صدایی مرا به خود می اورد

برگی که بر زمین می ریزد

صدای زمزمه ی آب

آواز یک کبوتر

تمام صداهای جنگل

از هماهنگی مطبوعی بر خوردارند

صدای ضربان قلبم را می شنوم

که همآهنگ با طبیعت میزند

احساس ارامش می کنم

در جسم و در روحم

به خانه باز میگردم

در میان اتومبیلها

پاتریسیا گونو

ترجمه : شکوهه عمرانی
ژنو / سوییس
http://chokouh.tk



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

وصف میهن

تجسم معنوی میهن ، برای اهل اندیشه و قلم همواره آمیخته بوده است با عاشقانه ترین کلمات که نشان از عظمت آن دارد . ارد بزرگ می گوید : میهن پرستی و آزادیخواهی کلید درمان بسیاری از ناراستی هاست . و از این روی شعری از زنده یاد حمید مصدق تقدیم می دارم با نام : فدای میهنم تا تو گسسته‌ای ز من، تاب نمانده در تنم کیست به یاد چشم تو، مست؟ منم، منم، منم! دور از آن نگاه تو، وز رخ همچو ماه تو روز در آه و زاری‌ام، شب به فغان و شیونم ای که به غربت این زمان باده کشی عیان، عیان خون دل است در وطن، جای شراب خوردنم. دل ز وطن بریده‌ای، راه سفر گزیده‌ای نیست مرا دلی چو تو، دل نبوَد از آهنم. گرچه در آب و آتشم، سوزم و گریم و خوشم گر بوَدم هزارجان، جمله فدای میهنم. چند تو خوانی‌ام که: «ها! خانه رها کن و بیا!» نیست وطن لباس تن، تا که ز خویش برکَنم. غرب، وطن نمی‌شود، خانة من نمی‌شود شرقِ کهن نمی‌شود، خانه چرا دگر کنم؟ مهر وطن سرشت من، دوزخ آن بهشت من روز و شبان و دم به دم، دم ز وطن، وطن زنم.

نگاهی گذرا به زندگی خالق داستان تام سایر

مارک تواین را می‌شناسیم. ما ایرانی‌ها بعضی اوقات اگر هم بنابر آمار نه چندان دقیق، کتاب‌خوان نباشیم، حداقل با کارتون یا همان پویانمایی با آثار بزرگان جهان آشنا هستیم. مارک تواین را می‌شناسیم، چون هکل بری‌فین را در کارتون‌های تلویزیونی ملاقات کرده‌ایم. شاید کتاب آرزوهای بزرگ دیکنز و یا کتاب سُتُرگ بینوایان ویکتور هوگو را هرگز در دستان خود لمس نکرده باشیم، ولی انواع و اقسام کارتون‌های آنها، ما را مغرورانه در موضعی قرار می‌دهد که گویا حتی ویکتورهوگو و چارلز دیکنز و یا مارک تواین را می‌شناسیم! ‌ مارک توآین یا لنگهورن کلمنس‌ ولی مارک تواین حقیقی نویسنده‌ای بود که فقط برای مجلات چیز می‌نوشت و از قضا ناخدا هم بود. در واقع ساموئل لنگهورن کلمنس، نام مارک تواین را از ناخدای یک کشتی که با این نام در مجلات می‌نوشت ادای دین کرد و در تمام کارهای طنزش از این اسم استفاده کرد. ‌ طنزنویسی به نام توآین‌ ‌ ساموئل لنگهورن کلمنس در 30 نوامبر 1835 در مرز میسوری در روستای فلوریدا به دنیا آمد. نخستین طنز زندگی توآین یا همان کلمنس، این بود که پدرش ظاهراً مردی لاابالی بود و مادرش زنی مذهبی و متعصب! لوکیشن آثار ...

هر چه بلند پروازتر باشید

هر چه بلند پروازتر باشید تپش دلتان کمتر خواهد شد . فشار و دردهای روانیتان نیز . ارد بزرگ اراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! فریدریش نیچه زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست . جبران خلیل جبران