رد شدن به محتوای اصلی

99 Top Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani Quotes That Will Give You Perspective


بزرگان، تخم مهر و آزادی می پراکنند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

سخن برآزندگان، آهنگ خیزش بیشتر است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شایستگان، آنانی هستند که آفریننده اند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شایستگان، با گذشت هستند و بخشنده. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شایستگان، بالندگی و شکوفایی خود را، در مخدوش نمودن چهره دیگران نمی بینند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شایستگان بردبارند و امیدوار. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شایستگان بیشتر زمان ها، نیمه پر لیوان هر موضوعی را می بینند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شایستگان چهره ای گشاده دارند، نگاهی مهربان، دستی نوازشگر و نوایی پندآموز. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

فداکاری زنان، بسیار با ارزشتر از دلیری در مردان است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

کجاست سینه کش کوهستان سرد و بلندی که گامهای برآزندگان را، بر تن خویش به یادگار نداشته باشد؟. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

کهنسالان باید آگاهی بخش اندیشه جوانان باشند، نه بازیگران زندگی آنان. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مردان کهن، مرزداران و پیشاهنگان، شرف و امنیت هستند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مردان و زنان کهن، با مهر، همه زندگی خویش را به دیگران می بخشند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مردان و زنان کهن، با مهربانی در بین مردم سرزمین خویش، همبستگی و دوستی می آفرینند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مردان و زنان کهن، برآیند و پژواک پاکی و راستی هستند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آنکه نمی تواند از خواب خویش، برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند، ارزش برتری و بزرگی ندارد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

اندیشه برتر، در روزهای توفانی و آشوب و همچنین آسودگی و آرامش، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

هر ثروتمندی توانا نیست، آدم توانا، انساندوست و بخشنده است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آدم توانا، به توانایی خویش باور دارد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آدم توانا، دیگران را ناتوان نمی نامد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

وصف میهن

تجسم معنوی میهن ، برای اهل اندیشه و قلم همواره آمیخته بوده است با عاشقانه ترین کلمات که نشان از عظمت آن دارد . ارد بزرگ می گوید : میهن پرستی و آزادیخواهی کلید درمان بسیاری از ناراستی هاست . و از این روی شعری از زنده یاد حمید مصدق تقدیم می دارم با نام : فدای میهنم تا تو گسسته‌ای ز من، تاب نمانده در تنم کیست به یاد چشم تو، مست؟ منم، منم، منم! دور از آن نگاه تو، وز رخ همچو ماه تو روز در آه و زاری‌ام، شب به فغان و شیونم ای که به غربت این زمان باده کشی عیان، عیان خون دل است در وطن، جای شراب خوردنم. دل ز وطن بریده‌ای، راه سفر گزیده‌ای نیست مرا دلی چو تو، دل نبوَد از آهنم. گرچه در آب و آتشم، سوزم و گریم و خوشم گر بوَدم هزارجان، جمله فدای میهنم. چند تو خوانی‌ام که: «ها! خانه رها کن و بیا!» نیست وطن لباس تن، تا که ز خویش برکَنم. غرب، وطن نمی‌شود، خانة من نمی‌شود شرقِ کهن نمی‌شود، خانه چرا دگر کنم؟ مهر وطن سرشت من، دوزخ آن بهشت من روز و شبان و دم به دم، دم ز وطن، وطن زنم.

اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم

اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم . ارد بزرگ غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند. فریدریش نیچه برادرم تو را دوست دارم ، هر که می خواهی باش ، خواه در کلیسایت نیایش کنی ، خواه در معبد، و یا در مسجد . من و تو فرزندان یک آیین هستیم ، زیرا راههای گوناگون دین انگشتان دست دوست داشتنی "یگانه برتر " هستند ، همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان می بخشد . جبران خلیل جبران

فلسفه چیست ؟ فیلسوف کیست ؟

فَلسَفه مطالعهٔ مسائل کلی و اساسی پیرامون موضوعاتی چون وجود، آگاهی، حقیقت، عدالت، زیبایی، اعتبار، ذهن و زبان است. وجه افتراق فلسفه با راه‌های دیگر پرداختن به این پرسش‌ها (راه‌هایی نظیر عرفان و اسطوره) رویکرد نقّادانه و معمولاً سامانمند فلسفه و تکیه‌اش بر استدلال‌های عقلانی‌است. فلسفه می‌کوشد برای همه پدیده‌ها به درک بهتر یا «پاسخ» قطعی یا پندارین دست یابد. فلسفه در دوران باستان کوشید خرافات و اعتقادات را با خردمندی،‌ منطق و مشاهده جایگزین کند. منطق یا «هنر اندیشیدن» به‌وسیله فیلسوفان به عنوان پایه اندیشه استفاده شد. ریشه‌های فلسفه غربی در دولت-شهرهای یونان به‌ویژه آتن شکل گرفت. واژهٔ فلسفه واژه فلسفه از واژهٔ یونانی Philosophia برگرفته شده است که به معنای خرد دوستی است و در زبان عربی و فارسی رایج‌ گشته است. این واژهٔ یونانی از دو بخش تشکیل شده است: -Philo به معنی دوستداری و sophia- به معنی دانایی . اولین کسی که این واژه را به کار برد، فیثاغورس بود. زمانی از او پرسیدند که: «آیا تو فرد دانایی هستی؟» وی پاسخ داد: «نه، اما دوستدار دانایی (Philosopher) هستم.» بنابراین فلسفه ...